دوشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۴





به همین خاطر اینقدر دوست داشتنی هستند.... خیلی خوشگل فکر میکنن... حالا خدا نه! یه نامه به کسی که شاید بتونه جواب سوالاتونو بده... خیلی سخته نوشتنش...!!


راستی قرار سیزدهم چی شد؟ جور شد؟ رفتید؟

کورماز

یکشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۴


يادم نمي آيد چه كسي بود ، يادم نمي آيد كجا و حتي فراموش كرده ام زن بود يا مرد ، تنها به ياد مي آورم كه از نقص هايم برايش گفتم ، از خود خواهي ها و عيب هايي كه شايد هيچ كس جز خودم به آنها پي نمي برد .
به پايين نگاه كردم و گفتم حسن من در اين است كه لااقل مي دانم چه نقص هايي دارم ، راست در چشمانم نگاه كرد و گفت : شايد حماقت تو بيش از آنهاست ، دانستن و عمل نكردن حماقتي بيش از ندانستن است ، آنكه نمي داند چگونه مي تواند بر مبناي ندانسته ها رفتار كند. من فقط به بالا نگاه كردم و هيچ نگفتم !!
همزاد فروغ

شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۴

آزمون

1) درباره سنجش میزان فاصله فکری مردم با حاکمیت از چه آزمونی استفاده می‌شود؟ آیا میان اکثر مردم از یک سو و حاکمیت از سوی دیگر اختلاف فکری یا عقیدتی وجود دارد؟ اگر در تاکسی و محاوره‌های اجتماعی عادی با موج مخالفت‌های متنوع نسبت به حاکمیت روبرو می‌شویم، آیا این مخالفت‌ها جدی و قابل تامل هستند؟

2) به نظرم درباره پرسش‌های بالا کار پژوهشی قابل توجهی_ حداقل در رسانه های عمومی_ انجام نشده‌است. پاسخ به پرسش‌هایی از این قبیل ما را به تحلیل درست‌تری از آینده تاریخ سیاسی، اجتماعی کشورمان رهنمون می‌سازد.

3) شاید ریشه‌ای‌ترین و خصوصی‌ترین باور یک شخص، باور دینی او باشد. به نظرم برای پاسخ به پرسش های از نوع مورد اشاره در بالا، توجه به دین به عنوان یک مقوله بنیانی اهمیت زیادی دارد.

4) چند سالی است که تعیین روز عید فطر به ماجرایی بحث‌انگیز بدل شده‌‌است. نتیجه هر چه باشد، تفاوت چندانی نمی‌کند؛ اما به این اندیشیده‌ایم که تقریبا تمام روزه‌داران، آن روزی را عید فطر می‌دانند که رهبر از طریق رسانه‌های عمومی اعلام می‌کند؟ چگونه است که حتی مخالفان سیاسی رهبر و نهاد های انتصابی و شبه انتصابی این چنین در این باره و امور مشابه مذهبی به افراد و نهادهای ذکر شده رجوع می‌کنند؟!

5) معتقدم شباهت شیوه دین‌داری اکثر مردم از یک سو و رهبران دینی، سیاسی از سویی دیگر، آزمونی بسیار کارگشا و کاربردی است. توجه کنید که از تفاوت دین‌ها سخن نگفتم، چراکه آن را خیلی در این آزمون دخیل نمی‌دانم و تاکید بر همان شیوه های فقهی، اعتقادی یک دین است.

6) چون این محیط را برای بسط این موضوع مناسب نمی‌دانم، خیلی خلاصه منظورم را بیان کردم.
اگر در این‌جور نوشته ها، زبان رسمی و گه‌گاه از بالا می‌شود، مرا ببخشید.


یله
مدتها بود كه براي ديدن يك فيلم تا نيمه شب بيدارنمانده بودم ، فيلم سينمائي پنجشنبه شب با نام JFK .ماجراي باز خواني پرونده قتل جان اف كندي كه در سال 1963 اتفاق افتاده بود، بعد از سه سال توسط دادستاني به نام جيم .
ديالوگهاي دادستاني كه به دنبال كشف حقايق بود برايم خيلي جذاب بود ، چيزي كه به قول خودش هيچ وقت در ظرف زمان خودش به دست نمياد و جيم ( داداستان ) بايد به پسرش ياد بده كه هميشه به دنبال حقيقت باشه و در اين مورد شايد در سال 2038 تمام ماجرا فاش بشه!
در جلسه آخر محاكمه -محاكمه اي كه شكست خورد - جيم يك جمله خيلي زيبا رو به حاضران گفت ، كه من اين متن رو بيشتر به خاطر اين يك جمله نوشتم ،" ميهن پرست واقعي كسيكه از مردمش در مقابل دولتمردانش حمايت كنه ."
حنا

چهارشنبه، آبان ۱۱، ۱۳۸۴

يك دانه از رو يك دانه از زير و يك پيچ !
همه چيز در ذهنم بافته مي شود ، آينده اي كه هنوز نيامده و گذشته اي كه خيلي وقت پيش از روي ميل سر خورده و در رفته !
رنگش آبي است ، اما گذشته را نمي دانم بگويم چه رنگي دارد همه رنگها را ؟ همه اش به فكر زيباييهاي گذشته باشم ؟
آينده پر از شك و ترديد و هراس !
راستي حال كجاست الان كجا هستم ؟
يك دانه از رو يك دانه از زير يك پيچ ! مامانم ميگه اينطور قشنگتر مي شه !
" تو هستي پيچ اضافي آوردم "
همه چيز ساده برايم پيچيده است !!
تنهايي اتاقم زير نور ضعيف چراغ مطالعه و صداي حسين پناهي چقدر دلنشين تر شده !!
" كش يعني سر درد
كش يعني تكرار"
همه چيز تكرار مي شود ، من ، تو ، او و رج هاي بافتني كه تكرار مي شود !!
رنگ آبي ؟!
دلم براي دوست نقاشم تنگ شده بعضي وقتها دلم مي خواست مي توانستم كمي مثل او باشم !
راستي چرا پرسيدم !!
" ما چرا مي پرسيم
ما چرا مي فهميم
ما چرا مي پرسيم "
حنا
یک هفته از شنبه تا جمعه برایم آواز خواندی. اگر چه آوازهای اواسط هفته برایم لذت‌بخش نبود، آوازهای آخر هفته نوید دهنده مرگ و رنجش بود. آوازهای اوایل هفته‌ات را دوست می‌دارم و ارج می‌نهم‌شان.


یله

سه‌شنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۴

از این پس چمن خنک میدونی که شرق تهران بود را بیشتر دوست خواهم داشت.
یک قرار خیلی ساده ولی لذت بخش... .

solo piano گوش می‌کنم و از اینکه لحظاتی با آرامش کتاب می‌خوانم و به گفته‌های رییس جمهوری که از یک کودک فقط تحلیل هایش را به ارث برده است، نمی‌اندیشم، شادمانم!!!

در سرزمینی همه کورند، کوری سفید؛ همه چیز را سفید می‌بینند و کورند. هر کور محق است در هر جایی که دوست دارد مدفوع کند و از هر جایی که دوست داشت غذا بخورد و هر که را ندیده پسندید، به آغوش بکشد! تصاویر رمان کوری پیش چشمانم است و به سرزمینی می‌اندیشم که با همه زیبایی هایش به گندابی بدل شده است که باید خیلی مراقب بود تا پا بر مدفوع دیگری یا حتی خودت نگذاری!

داستان اینجا به پایان نمی‌رسد! اینکه به طور متوسط در 11 ماه گذشته هر سهامدارایرانی (از مجموع 2.5 میلیون سهامدار) حدود 3 میلیون و ششصد هزار تومان از دارایی‌اش کم شده است، چندان مهم نیست! دوستت می‌دارم را به قیمتی بسیار ارزان می‌فروشند و در رکود این بازار حقیقی، شغل کاذب عاشق پیشگی و دوستت دارم‌ها مشتریان با ارزشی دارد. حجره های این بازار خوراکی را می‌فروشند که به مدفوعی منجر می‌شود که در خیابان پا بر آن می‌گذاریم!


یله