یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۵

بيانيه درباره فشارهاي غيرقانوني به فعالان جنبش زنان در آستانه روز جهاني زن

ما چشم به آينده دوخته ايم
تاریخ: 03/03/2007
روز جهاني زن در حالي فرا مي رسد که کشور ما در شرايطي بس بحراني قرار دارد. سياستهاي داخلي مبتني بر سرکوب و ارعاب و ناکارآيي سياست خارجي و پافشاري بر توليد انرژي هسته اي در حالي که اعتماد و اطمينان جهاني را از دست داده ايم، به عنوان مسأله اي تنش زا و تداوم سياست هاي جنگ طلبانه آمريکا و متحدانش در سراسر جهان به بهانه صدور دموکراسي و حقوق بشر از راه تحريم و حمله نظامي ما را در چالشي مداوم و روزافزون قرار داده است. از يکسو در فقدان يک ساختار دموکراتيک شاهد اجراي تصميماتي براي سرنوشتمان هستيم که بدون حضور ما يا نمايندگان واقعي ما اتخاذ مي شود و از سوي ديگر، فشار جامعه جهاني را بر گرده خود احساس کنيم که حلقه محاصره خود را با تهديد و تحريم و کابوس جنگ هر روز تنگ تر مي کند. ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، در آستانه روز جهاني زن ( 8 مارس/ 17 اسفند 1385)، و با تبريک اين روز به همه زنان ايراني، اعتراض خود را به کليه سياست هاي پدر سالارانه خواه به نام تفسير ناصواب از اسلام، يا به نام حقوق بشر و دموکراسي را اعلام مي کنيم و اعتقاد داريم آنچه جامعه جهاني بايد بر آن پافشاري کند، بحث دموکراسي و حقوق بشر است و نه انرژي هسته ايي، آن هم از طريق گفتگوي ديپلماتيک و صلح آميز و نه جنگ و ويراني . مروري بر وقايع مربوط به زنان در يک سال گذشته نشان مي دهد که علاوه بر تداوم تبعيض عليه زنان، از يکسو سياستهاي دولتي مبتني بر خانه راندن زنان شدت گرفته و از سوي ديگر فشار حاکميت بر فعالان جنبش مستقل زنان از فيلترينگ گسترده سايتهاي زنان گرفته تا تهديد، ممنوع الخروج کردن، احضار، بازجويي و بازداشت آنان به طور چشمگيري افزايش يافته است.
عليرغم همه فشارها و مخالفتها، جنبش زنان ايران هم اينک در يکي از پويا ترين و فعال ترين دوران هاي خود در طول تاريخ معاصربه سر مي برد و مجدانه طرح خواسته هاي زنان را در قالبهايي به مراتب سازماندهي شده تر از گذشته پي مي گيرد. فعالان جنبش ضمن تأکيد بر اصلي ترين خواسته هاي خود يعني رفع تبعيض حقوقي و عملي و برقراري عدالت جنسيتي، به عنوان يکي از پيشروترين نيروهاي اجتماعي نسبت به مسائل عام نيز واکنش نشان داده اند. گروههاي مختلف جنبش زنان در عين حفظ همبستگي، مطالبات گوناگون شامل رفع جداسازي جنيستي ، محوسنگسار ، اعتراض به قوانين تبعيض آميز، نگارش منشور زنان ايراني، تلاش براي شكستن سد حضور در ورزشگاه‎ها، فعاليت در جهت صلح و… را در قالب کمپين ها و کار گروه هاي مختلف پي گرفته اند. همبستگي همواره يکي از آرمانهاي جنبش زنان در ايران بوده است. ما فعالان جنبش زنان محاکمه تعدادي از فعالان اين جنبش را در آستانه 8 مارس، روز جهاني زن، نشانه تداوم سياست هاي سرکوب گرانه عليه مطالبات بر حق زنان ايران مي دانيم و ضمن محکوم کردن اين سياست ها و اقدامات، نسبت به تبعات منفي امنيتي نمودن فضاي مسالمت آميز فعاليت هاي مدني جنبش زنان هشدار مي دهيم و با تأکيد دوباره بر خواسته هاي دموکراتيک و خود جوش ملت ايران، به ويژه جنبش زنان، براي ابراز همبستگي با پنج نفر از فعالان جنبش زنان كه به اتهام دعوت به تجمع مسالمت‎آميز 22 خرداد در ميدان هفت تير، درست چند روز مانده به روز جهاني زن براي شرکت در جلسه دادرسي به دادگاه انقلاب فراخوانده شده اند (شهلا انتصاري، فريبا داوودي مهاجر، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي) و نيز همه فعالاني که در يک سال گذشته مورد آزار، تحقير و توهين قرار گرفته، کتک خورده اند، احضار و بازجويي شده اند (از جمله ژيلا بني‎يعقوب، دلارام علي، عاليه اقدام‎دوست، آزاده فرقاني، بهاره هدايت، علي اکبر موسوي خوييني، نسيم سلطان‎بيگي، مريم ضياء، ليلا موسي زاده ، فاطمه حاج حسيني، معصومه ضياء، فريده فرهي و... كه به دليل شركت در تجمع 22 خرداد دستگير و محاكمه شده يا در انتظار محاكمه هستند) و فعالان زني كه دستگير شده‎ و در انتظار پرونده‎سازي هستند (از جمله طلعت تقي نيا، منصوره شجاعي و فرناز سيفي كه به خاطر قصد به شركت در يك كارگاه آموزشي در هند در فرودگاه بازداشت شده‎اند)، روز يکشنبه، 13 اسفند ساعت 8 و نيم صبح در مقابل دادگاه انقلاب (واقع در خيابان شريعتي، ابتداي خيابان معلم) حضور مي يابيم و اعتراض خود را نسبت به هر گونه برخورد امنيتي و قضايي با فعاليت‎ هاي مدني و مبارزات مسالمت آميز زنان براي احقاق حقوق خويش ابراز مي داريم.
ما چشم به آينده دوخته ايم.
منبع:http://www.meydaan.org/wwShow.aspx?wwid=544

هیچی.....!

اعتراض ايرانيان به نمايش فيلم هاليوودی "۳۰۰"، راديو فردا
فیروزه خطیبی (لس آنجلس) - نمايش خشايار شاه پادشاه ايران در نقش يک ضد قهرمان و يک شخصيت منفی و ددمنش، موجب ناخشنودی واعتراض برخی ايرانيان در سراسر جهان شده است.
جمعی از ايرانيان نيز با گردآوری امضا و انتشار يک نامه سرگشاده، به پخش اين فيلم توسط استوديوی برادران وارنر در هاليوود، اعتراض کرده اند.گوشه هايی از نبرد سه روزه ترموبيل بين لشکرايران و ۳۰۰ تن از سربازان يونان باستان، موضوع داستان مصور کتابی از فرانک ميلر است که به تازگی فيلمی از روی آن ساخته شده و از روز جمعه در سينماهای آمريکا وجهان به نمايش درآمده است.
اعتراض در petitiononline
nobody

چهارشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۵

آزادی گروهی از فعالان زن از زندان در ایران


عصر سه شنبه پانزدهم اسفند ماه ( 6 مارس)، هشت تن از فعالان حقوق زنان که اخیراً به همراه 25 نفر دیگر از آنان در جریان یک تجمع مسالمت آمیز در تهران بازداشت شده بودند، آزاد شدند.
ساقی لقایی، سارا لقایی، پرستو دوکوهکی، نیلوفر گلگار، پرستو سرمدی، سارا ایمانیان، ناهید انتصاری و فریده انتصاری روز سه شنبه از زندان آزاد شدند. ساقی لقایی، روزنامه نگار و یکی از کسانی که در میان افراد آزاد شده است به سایت فارسی بی بی سی گفت از وضعیت سایر افراد بازداشت شده اطلاع دقیقی در دست نیست اما همه بازداشت شدگان از روز سه شنبه در اعتراض به ادامه بازداشت خود، اعتصاب غذا کرده اند. وی همچنین از نگهداری شهلا انتصاری در سلول انفرادی خبر داد ولی گفت که در هر سلول دیگر چند نفر از فعالان زن در بند 209 زندان اوین در بازداشت هستند. وی اتهامات وارده به خود را "تجمع غیر قانونی" و "به راه انداختن جنجال برای تضعیف نظام" ذکر کرد که وی آنها را نپذیرفته است و متذکر شد که سایرین نیز از پذیرش اتهامات خود سرباز زده و خواستار آزادی فوری خود شده اند. این روزنامه نگار و فعال زن گفت که چنین برخوردهای خشنی در آستانه روز جهانی زن، باور پذیر نیست سی و سه تن از فعالان حقوق زنان که در میان آنها روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان زن هم دیده می شوند در پی تجمع مسالمت آمیز خود در روز یکشنبه، 13 اسفند در برابر دادگاه انقلاب که در اعتراض به 'برخوردهای امنیتی با فعالیت های مدنی' صورت گرفت، بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند. سهیلا جلو دار زاده، نماینده مردم در تهران در مجلس شورای اسلامی نیز روز سه شنبه به بازداشت گروهی از فعالان جنبش زنان اعتراض کرد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، خانم جلودار زاده که در" هم اندیشی زنان ایران، چشم انداز پیش رو" سخن می راند گفت: "امروز روزی نیست که دیگر به خاطر تفکر و ابراز عقیده کسی در زندان به سر ببرد. اعتراض سازمان ملل و عفو بین الملل کمیسر شورای عالی حقوق بشر سازمان ملل در ژنو روز سه شنبه ششم مارس با اعتراض به دستگیری زنانی که در یک تجمع مسالمت آمیز بازداشت شده بودند، خواستار آزادی فوری آنان شد لوئیز آربور گفت : ایران باید به معیارهای بین المللی حقوق بشر پایبند باشد و به همه زمینه های آن بدون تبعیض احترام بگذارد. سازمان عفو بین الملل نیز طی اطلاعیه ای مراتب اعتراض خود را به بازداشت دهها تن از فعال زن در ایران ابراز و خواستار آزادی فوری آنها شد آیرین خان، دبیر کل این سازمان گفت: "به جای دستگیری برپاکنندگان اجتماعات صلح
آمیز، مقامات ایران باید درخواست زنان ایرانی برای برابری در برابر قانون را جدی بگیرند و به رسیدگی موارد موجود تبعیض بر علیه زنان در نظام قضایی ایران بپردازند
منبع بی بی سی.

سه‌شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۵

شماره 23

يه بغض نفرت انگيز نمبدونم دقيقا از كي سر گلومه نه پاره مي شه و نه فرو ميره انگار مي خواد گلومو بدره پارسال همين موقع ها بود كه آرمانخواهيمو توي انفرادي هاي جمهوري اسلامي جا گذاشتم وحال عزادار آنم .نمي دانم شايد هنوز هم زنده باشد ولي من ديگر شجاعت بازيافتن اش را ندارم .
چشم بند را كه به چشمانم زد و چادرو پوشيدم ديگر هيچ جا را نمي ديدم پيرزن زندان بان جلو چادرم را گرفت تا به جايي نخورم دري را باز كرد و گفت برو تو . حالا چشم بندتو بردار .لباس هايت را در بيار بازرسي بدني .مانتومو در آوردم گفت همشو .چندشم شد. گفتم : نمي خوام. گفت دربيار اين قانون اينجاست. گفتم همين جوري بگرد. من چيزي ندارم گفت نميشه همه رو دربيار و دو بار بشين و پاشو.
در كه پشت سرم بسته شد تو روشويي بالا آوردم .
دوتا پتو سربازي يه گوشه و گوشه ديگه يه بشقاب ليوان و قاشق.حس كردم دارم از سرما يخ مي بندم .لباسهايم را پوشيدم و راه رفتم و راه رفتم . نميدانم چقدر . ذهنم خالي خالي بود انگار تازه متولد شده بودم انگا ر به جز من هيچكس روي زمين نبود اون سكوت هراس انگيز انگار مي خواست پرده گوشمو پاره كنه. دلپيچه شديدي داشتم صداي پا امد در باز شد.چادرتو بپوش و چشم بند بزن بيا بازجويي داري. حس كردم خون توي رگام منجمد شد. ميترسيدم متوجه لرزش دستام بشه پشتمو كردم نميتونسم چشم بندو توي دستم نگه دارم. پيرزن با لحن ملايمي گفت : عاقل باش و هر چي مي خوان بگو كه تا فردا بري خونه. چون جايي را نميديدم ترسم بيشتر ميشد توي سالني كه به سمت اتاق بازجويي ميرفتيم پاي يكي رولگد كردم روي زمين نشسته بود. به بهانه جلو كشيدن چادر چشم بندمو كمي بالا زدم جلو اتاقي گفت برو تو .
اتاق بوي تند سيگار ميداد موجي از گرما به صورتم خورد صداي مردانه اي گفت مستقيم برو رو صندلي بشين . نشستم رو به ديوار. فكر ميكنم حدود نيم ساعت گذشت. حس كردم توي اتاق تنهام .صداي پا از راهرو مي آمد و پچ پچ . صداي روشن شدن كبريت آمد .حس كردم كسي بالاي سرم ايستاده از زير چشم بند دو تا پا رو ديدم كه خيلي نزديك به من ايستاده بود. كفش ها به دقت واكس خورده بود اما پاشنه كفشو خوابانيده بود.انگا رهزاران سوزن به بدنم فرو كرده باشند ناخود آگاه حالت دفاعي گرفتم.
مرد به آرامي گفت : نترس عاطفه بودي ديگه درسته....
نميدانم چقدر گذشت فقط زمانيكه گفت برو شام بخور و نماز بخون بعد ميارنت. حس كردم كسي به آرامي سوزن ها را از بدنم بيرون مي كشد.(بعدا با توجه به زمان شام فهميدم حدود 4 تا 5 ساعت طول كشيد.)
دوباره كه به سلول برگشتم پيرزن برايم شام آورد. از صبح چيزي نخورده بودم . يك قاشق خوردم انقد ربالا آوردم كه حس كردم معده ام از گلويم بيرون مي ايد. روي پتو ها نشستم و چشمانم را بستم. ارزو كردم زماني كه بازشان مي كنم از اين خواب هراس انگيز برخاسته باشم ودر خانه باشم .صداي پاي پيرزن مرا دوباره بازگرداند. پاشو بريم بازجويي داري. توي راه از سلول كناري صداي گريه مي امد. انگار كسي باناخن هاي تيز مدام معده ام را چنگ مي زد و رها مي كرد دعا مي كردم اشك هايم از پشت چشم بند بيرون نزند.چه قدر خوب كه آن ها به چشمم بود به بهانه جلو كشيدم چادر چشمانم را كاملا پوشاندم.
.
.
.
بدنم روي صندلي كاملا خشك شده بود. حس كردم هر آن ممكن است از روي صندلي سقوط كنم. آرزو مي كردم فقط بتوانم همان جا بخوابم. فكر مي كنم باز حدود 4 تا 5 ساعت طول كشيد. آقا بدجنسه مي رفت و آقا مهربونه مي آمدو...
به سلولم كه برگشتم روي پتو گوشه ديوار جايي كه مي دانستم .... آن طرف است خوابيدم.
صبح بازجويي. بعد از ظهر بازجويي .....‹ خب مثل اينكه تو نمي خواي بگي باشه من ميرم و يه هفته ديگه ميام خوب فكراتو بكن خوش بگذره....› بازجو رفت.
زمان نمي گذشت. وقتي حس ميكردم به اندازه يك روز تمام در سلول قدم زدم آفتاب از پشت تور سيمي به اندازه دو انگشت روي ديوار حركت مي كرد. ولي كاش شب نمي شد .زماني سلول پر مي شد از ارواح نا آرام كساني كه در كنا رو گوشه سلول دعا مي خواندند مي گريستند با قاشق روي ديوار چيزي حك مي كردند و در رفت و آمد بي پايان خود صدها و هزاران بار انچه را كه به بازجو گفته و از او شنيده با خود تكرار مي كردند و از ترس اينكه مبادا در لحظات بي خودي خود چيزي از همقطاران خود به بازجو گفته باشند سر به ديوار ميكوفتند . و به همراه كساني كه به جز سپيده ي فردايشان روز ديگري را نخواهند ديد به روشنايي سفيد و آزار دهنده ي مهتابي هاي كه هيچ گاه خاموش نمي شدند چشم مي دوختم. كم كم اين ارواح در نوشته هاي روي ديوار عيني تر شدند . ومن با كشف انان از خود غافل شدم:
‹ كوهها بلرزند تو نلرز›
‹ پرستو و مسعود عزيزبچه هاي نازم صدايتان هر لحظه در گوشم مي پيچد.›
‹زنده باد قهرمانان سنديكاي اتوبوسراني›
‹ وارتان سخن نگفت وارتان ستاره بود يك دم ...›
‹ الا بذكر الله تطمئن القلوب ›
‹ خدايا 15 روز گذشت خودت كمكم كن پس كي.....›
‹ اي كاش كه جاي آرميدن بودي ....›
من نيز به انان پيوستم. روزهاي اول زماني كه خطهاي روي ديوار را مي ديدم( اكثر آنان به نشانه هر روز كه در آن جا ماندند يك خط روي ديوار مي كشيدند.) دلم بر كساني كه بيش از 3يا 4 روز در آنجا ماندند مي سوخت ولي خط هايم گويي تمامي نداشت دلم مي خواست براي هر ثانيه خطي بكشم . و آنقدرعميق بكشم كه عمق هراس انگيز لحظاتم را نشان دهد.
به جز قرآن و نهج البلاغه كتاب ديگري نميدادند ولي با آنها نيز از پس زمان بر نمي آمدم.
بازجو آمد.
.
.
.
هجدهمين شب بود كه مرا با ماريه عزيزم به يك سلول فرستادند. هيچوقت از ديدن هيچ كس به آن اندازه خوشحال نشدم فكر مي كنم آنقدر دست هاي همديگر را فشرديم كه صداي استخوان هاي هر دو مان در آمد و انقدر با هم پچ پچ كرديم كه هيچ نفهميديم كه كي صبح شد. عصر روز بعد ماري براي بازجويي رفت و بعد آزاد شد. من ماندم و سلولي كه با ز به شكل هراس انگيزي خالي شده بود. ديگر تنهايي آزاردهنده نبود كشنده بود. فكر مي كنم شب چهارشنبه سوري بود. از بيرون صداي ترقه و توپچه مي امد. فقط چشم هاي اشكبار ماري جلو چشمم بود كه به زندان بان التماس مي كرد با من بمونه. وهمونجور كه تند تند وسايلش رو جمع مي كرد ؛ هي ميگفت: همش از همين مي ترسيدم ...
شب بعد با يكي ديگه از دو ستانمان بودم. او هم آزاد شد.
ديگر دوست نداشتم با كس ديگري باشم . و باز با دو نفر ديگر هم سلولي شدم. بيستمين خط را روي ديوار سلولم كشيدم سلول شماره 23. و شب 21 ام را در سلول ديگر با دو نفر از دوستان به صبح رسانديم. غروب روز 22 ام بازجو ما را خواست و به قيد وثيقه آزاد !!!!!! شديم.

بزرگداشت روز جهانی زن در دانشگاه شهید بهشتی

فقدان چهره شاخص برای سازمان دهی، از عوامل ضعف جنبش زنان درایران است

دکتر امیر نیک پی در مراسم بزرگداشت روز جهانی زن با بیان این مطلب افزود: برخلاف نظر برخی که حضور زنان در سطوح گسترده ای از فعالیتها و حتی در سطح جنبش را مطرح می کنند به نظر من این حضور پرمعنا و پررنگ نیست و تنها با برنامه ریزی و حضوری فراتر از اعتراض اجتماعی است که می توان این حضور را با معنا توصیف کرد. وی با رد دیدگاه برخی از سیاستمداران و کنشگران سیاسی که مسئله دفاع از حقوق زنان یا عمده کردن این مسئله را به انحراف کشاندن مبارزات سیاسی می دانند گفت: "عده ای اظهار می کنند که ما یکسری اولویتها را داریم که باید به آنها پرداخته شود و زمانی که نظام شکل بازتری به خود بگیرد مسئله زنان نیز به صورت خود به خود حل خواهد شد و برهمین اساس مطرح می کنند که بحث در خصوص حقوق زن بی معناست اما استدلال من این است که زمانی که یک مسئله از لحاظ جامعه شناسی از شکل انفرادی خارج شود، مبارزه برای آن به پیشبرد یک نظام دموکراتیک کمک می کند."
مسئول گروه دموکراسی کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی، دفاع از حقوق زنان را به عنوان یکی از مجراهای قدم گذاشتن در راه نظام دموکراتیک عنوان کرد و گفت: تنها با طرح و در دستور کار قرار دادن مسائلی نظیر حقوق زنان، حقوق کارگران و حقوق اقلیتهاست که می توان حقوق بشر را تامین و به دموکراسی دست یافت.
مترجم کتاب «دين در دموكراسي و حقوق بشر» در ادامه سخنانش برپایی مراسم بزرگداشت روز 8 مارس را دلیلی بر هویت جهانی در کنار هویت های ملی، دینی و تاریخی دانست و خاطرنشان ساخت: بزرگداشت روز جهانی زن به این معناست که ما به مسائل فراتر از مرزهای خود نگاه کرده و به اشتراکات خود با دیگر مردم و فرهنگ و تمدن ها توجه کنیم بنابراین ما به بزرگداشت چنین روزی برای مسئله ای که جهانی است می پردازیم.
مولف کتاب «دين و سياست در ايران معاصر» صرف حضور زنان در مسئله آموزش را عالی را دلیلی بر رسیدن آنها به حقوق خود ندانست و گفت: صرف حضور زنان در عرصه های گوناگون دلیلی بر رسیدن به حقوق نمی تواند باشد بلکه برای دستیابی به حقوق کنشگری لازم است.
وی کنشگری را شرکت در نهادها و انجمن ها تعریف کرد و گفت: در واقع تا زمانی که کار زنان وجه اثباتی نداشته باشد توهم آمیز است که آنها به حقوق خود برسند. نوع بودن اهمیت بالاتری از صرف بودن دارد و تنها زمانی زنان به آزادی و رهایی دست می یابند که کنشگر و تصمیم گیرنده بوده و در حرکتهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و .. شرکت داشته باشند.

به مناسبت روز جهانی زن

هیات نمایندگی سازمان ملل متحد (یوناما) از دولت افغانستان خواسته است تا از خشونت علیه زنان در این کشور جلوگیری کند.
ریچارد بنت، رییس بخش حقوقی هیات نمایندگی سازمان ملل متحد در کابل گفت یک ارزیابی تازه نشان می دهد که از هر سه زن در افغانستان یکی از آنها مورد خشونت قرار می گیرند. آقای بنت می گوید: "ارزیابی که از سوی یونیفیم (سازمان وابسته به سازمان ملل در امور زنان در افغانستان) در مورد زنان افغان انجام شده، واقعیت های نگران کننده ای را برملا کرده است؛ از هر سه زن افغان یکی از آنها در خانواده و از سوی دوستان و بستگان شان مورد خشونت قرار می گیرند، مورد تجاوز جنسی قرار می گرند و یا هم عده ای از زنان مورد اتهامات بی مورد قرار گرفته و پیش از آنکه تحقیق و ارزیابی در آن مورد صورت گیرد کشته شده اند." افزون بر این ازدواج اجباری، لت و کوب و فروش زنان، از دیگر مواردی است که هنوز در برخی مناطق بر زنان اعمال می شود و فرهنگ "بدل دادن" نیز هنوز در افغانستان رایج است"بدل دادن" (که در فرهنگ شفاهی مردم از آن به "بد دادن" یاد می شود) فرهنگی است که براساس رسم و رواجهای افغانها، دختر را در قبال جرمی که پدر یا برادر دختر مرتکب آن شده به خانواده آسیب دیده می دهند تا دشمنی میان دو خانواده فروکش کند. آنگونه که نمایندگان سازمان ملل متحد در افغانستان می گویند، موارد متعدد خشونت علیه زنان در حالی صورت می گیرد که در قانون اساسی افغانستان بر تساوی حقوقی و قانونی زن و مرد تاکید شده و افغانستان کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان را پذیرفته است. از این رو آقای بنت از دولت افغانستان خواست تا برنامه های جدی را برای کاهش خشونت علیه زنان روی دست گیرد. آقای بنت تاکید کرد که برای رسیدن زنان به حقوق برابر و مساوی با مردان، افزون بر دولت نیاز است تا همه افغانها در خانواده و در نهادهای فعال مدنی تلاش کنند او همچنین گفت که باید به فرهنگ معافیت از مجازات برای کسانیکه دست به خشونت علیه زنان می زنند، پایان داده شود. خشونت های که علیه زنان افغان اعمال می شود و نا برابری های که زنان افغان با آن رو برو هستند ریشه در جامعه سنتی افغانی دارد که به نظر می رسد نابودی آن به زمان طولانی و فعالیت های خیلی گسترده ای نیاز دارد.





منبع بی بی سی
بهشت را سنگفرش کردند و در آن پارکینگی ساختند

Joni Mitchell, Big Yellow Taxi