می گه سخت می گذره وقتی کسی نفهمه چی می گی.
می گه انگا رکه خنگم نمی فهمم چی می گی.
میگه ببخشید بابت... اما جواب که نمی رسه گمون می کنه بخشیده نشده.
می گه گاهی برای آدم فقط یه چیز باقی می مونه و ترس از دست دادن همون یه چیز.
می گه تو راهم و همسفری نیست و می خنده.
می گه صادقانه بگم نه . می گم گاهی از چیزی که بدمون میاد برای اینه که خوشمون میاد.
میگه خوب بخوابم!اینو وقتی میگه که یکی دیگه می گه خوب بخواب پ...
همه اینا تو یه روز می گذره یه روز که همدیگه رو می بینیم. شازده کوچولو و نوبادی و س و م. آ و من و بقیه ای که صداشون شنیده می شه اما نبودن.
همزاد
پنجشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۶
یکشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۶
خود را هلاك كردن، خود را به آبوآتش زدن براى چيزى نفوذناپذير، يك ايمان ناب است. بدل كردن ديگرى به معمايى حلناشدنى كه زندگى من منوط به آن مىشود ديگرى را به مرتبهى خدايى رساندن است؛ من هرگز قصد ندارم معمايى را كه ديگرى براىام مطرح مىكند حل كنم: عاشق اوديپ نيست. پس همهى كارى كه بايد بكنم قلب كردن و بدل كردن جهل خود به حقيقت است. اين راست نيست كه هرچه عاشقتر باشى بهتر درك مىكنى؛ همهى آنچه عشق و عاشقى از من مىخواهد فقط درك اين حكمت است: ديگرى نشناختنى است؛ ماتى او پردهى ابهامى بهروى يك راز نيست، بل گواهى است كه در آن بازى بود و نمود هيچجايى ندارد. پس من در مسرت عشق ورزيدن به يك ناشناس غرق مىشوم، كسى كه تاابد ناشناس خواهد ماند: سيرى عارفانه: من آنچه را نمىشناسم مىشناسم.
رولان بارت، سخن عاشق (نشر مركز، 1383)، صص. 9-177.
همزاد
رولان بارت، سخن عاشق (نشر مركز، 1383)، صص. 9-177.
همزاد
چهارشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۶

بامداد دیروز، عده ای به مناسبت هشتمین سالگرد حرکت اعتراض آمیز دانشجویان، معروف به واقعه هیجدهم تیر در مقابل دانشگاه صنعتی امیرکبیر دست به تحصن زدند که شش نفر از آنان به دست مأموران امنیتی بازداشت شدند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) که عمده ترین تشکل دانشجویی در ایران به شمار می رود اعلام کرد که بازداشت شدگان اعضای این شورا هستند و خواستار آزادی آنان شد.
اسامی افراد بازداشت شده در مقابل ورودی دانشگاه صنعتی امیرکبیر از این قرار گزارش شده است: محمد هاشمی، دبیر تشکیلات، مهدی عربشاهی دبیر سیاسی و حنیف یزدانی دبیر فرهنگی و اجتماعی دفتر تحکیم وحدت، علی نیکونسبتی، مسئول روابط عمومی، بهاره هدایت مسئول واحد حقوق بشر و علی وفقی، مسئول واحد مطالعات و تحقیقات این دفتر.
علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه ایران در نشست هفتگی خود با خبرنگاران ضمن تأکید بر اینکه بازداشت شدگان دانشجو نبوده اند گفته که علت بازداشت آنان، "شرکت در تجمعات غیرقانونی و تبانی برای اقدامات غیرقانونی و مسائل امنیتی" بوده است.
پیش از ظهر روز گذشته، علاوه بر بازداشت شش نفر از تحصن کنندگان در مقابل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، مأموران امنیتی به دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت ایران نیز حمله کردند و علاوه بر بازداشت ده نفر، این دفتر را پلمب کردند.
سازمان ادوار تحکیم وحدت که با نام سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی نیز شناخته می شود از فعالانی تشکیل شده که در زمان دانشجویی عضو دفتر تحکیم وحدت بوده اند.
اسامی بازداشت شدگان در دفتر ادوار نیز از این قرار اعلام شده است: عبدالله مومنی، سخنگو، بهرام فیاضی، مسئول کمیته فرهنگی و حبیب حاجی حیدری، مسئول روابط عمومی و عزت قلندری سرایدار این دفتر.
همچنین، مجتبی بیات، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، سعید حسین نیا، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه زنجان، مسعود حبیبی، عضو دموکراسی خواهان دانشگاه تهران و مرتضی اصلاحچی، عضو شورای تهران تحکیم وحدت نیز از افرادی اند که نام آنان جزو بازداشت شدگان در دفتر ادوار تحکیم وحدت گزارش شده است.
سخنگوی قوه قضائیه علت بازداشت این افراد را نیز همچون شش نفر دیگری اعلام کرده که در مقابل دانشگاه صنعتی امیرکبیر تحصن کرده بودند.
bbc
همين جور که دارم دنبال منبع برای تحقيق های اين ترم می گردم به وبلاگ های ديگر هم سر می زنم. امروز وبلاگ پيام يزدانجو. يه مطلب درباره باتای و يوسا. مطلب جالبيه .
در آخر نويسنده مقاله اشاره می کند که:
نويسندگاني چون يوسا و باتاي استاد دريدن آن حجابهايي هستند كه انسان و جامعه در برابر جنسيت و خشونت ميگيرند تا عناصر برسازندهي خود را پنهان كنند. اين دو نشان ميدهند كه تنها با رو در رو شدني دردناك و تروماتيك با اين عناصر برسازنده است كه ميتوان راهي براي رهايي از زخم يافت، نه با پنهان كردن اين زخم
در آخر نويسنده مقاله اشاره می کند که:
نويسندگاني چون يوسا و باتاي استاد دريدن آن حجابهايي هستند كه انسان و جامعه در برابر جنسيت و خشونت ميگيرند تا عناصر برسازندهي خود را پنهان كنند. اين دو نشان ميدهند كه تنها با رو در رو شدني دردناك و تروماتيك با اين عناصر برسازنده است كه ميتوان راهي براي رهايي از زخم يافت، نه با پنهان كردن اين زخم
سهشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۶
با هم قدم می زنیم، دست در دست، ساکت، غرق در دنیاهای خودمان، هر کس غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. این طور است که تا حالا دوام آورده ام.امروز عصر هم انگار باز نتیجه می دهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفته ام، نه چندان با لطافت، اما وفادار. حالا بخواب، گویی زیر آن چراغ قدیمی، به هم ریخته،خسته و کوفته،از این همه حرف زدن، این همه شنیدن،این همه مشقت،این همه بازی."
متن هایی برای هیچ.بکت.
همزاد
متن هایی برای هیچ.بکت.
همزاد
دوشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۶
بعد از مدت هانوشتن. آنهم در 18 تیر
گفت چه خبر؟ گفتم خبری نیست مگر ماشین پلیس و طرح امنیت اجتماعی و سنگسار و دانشجویان دانشگاه هنر و دوری و خلاصه اش کنم ملال از اخبار . جز این خبری نیست.
گفت انقلاب که می آیی زیاد نایست که امروز خطرناک است . امروز و دیروز که از میدان رد شدم و هر روز که می آیم و می روم و حتی آنروز در سعادت آباد و ترمینال و همه جا. می دانی نفس حضور خطرناک است
امروز 18 تیر است و یک یادآوری دوباره از آن روزها و روزهایی که منتظریم بیایند و یله که شاید باز بیاید.
همزاد.
گفت چه خبر؟ گفتم خبری نیست مگر ماشین پلیس و طرح امنیت اجتماعی و سنگسار و دانشجویان دانشگاه هنر و دوری و خلاصه اش کنم ملال از اخبار . جز این خبری نیست.
گفت انقلاب که می آیی زیاد نایست که امروز خطرناک است . امروز و دیروز که از میدان رد شدم و هر روز که می آیم و می روم و حتی آنروز در سعادت آباد و ترمینال و همه جا. می دانی نفس حضور خطرناک است
امروز 18 تیر است و یک یادآوری دوباره از آن روزها و روزهایی که منتظریم بیایند و یله که شاید باز بیاید.
همزاد.
سهشنبه، تیر ۱۲، ۱۳۸۶
Hi mates
Oh! Mate means friend. This is an English word but typically Australians use it in their everyday conversations for many times.
I am not sure what I will write here. But as nobody has posted anything in this blog recently, I will do it.
Today I was a bit pissed off and not focused so I decided to change something in my mind. I found some books related to mind, the way of thinking and the like. So, I write some sentences and quotes in here. Maybe you will find them interesting and useful.
“Remember, success is a personal choice, and it starts in your thoughts.”
“If you wait for the perfect ideal moment to go for your goal, you may be waiting for ever.”
“Only those who are never free to fail are truly free from failure.”
Last intake I took two subjects at university. For our assignments we made a group of three students. From the first days, I understood that my group members are not hopeful about the assignment and therefore their marks. Moreover, they did not think about their task in a positive way.
The whole intake I was trying to give them hope. I can make some examples:
1)
_ A: when are you coming to university?
_B: I think the rain will stop in few minutes, I will move in few minutes.
_A: no, it won’t stop till one hour.
(The rain stopped raining in three minutes)
2)
Before group presentation
_A: what if that girl asks a question?
_B: oh! I hate her. I hope she won’t ask a question.
_C: come on guys! We are prepared for that and doesn’t matter if she asks question.
(That girl didn’t ask a question)
Anyway, I just want to emphasize how hard it is to work in a group that members of the group are not sure and happy about themselves. I had a hard time while working with them I terms of having guts!
In the related book I am reading, there are some nice examples that I guess you know them:
Unhelpful language
If I finish this book
I will try to learn to speak French
I want to but
I can’t change
Helpful language
When I finish the book
I will learn to speak French
I want to and
I can learn how to change
To be honest, I am tired of writing in finglish and waiting for a Farsi windows which I have no idea how I can find it as well.
If you don’t mind reading in English I will keep continue writing in it.
Cheers,
yale
Oh! Mate means friend. This is an English word but typically Australians use it in their everyday conversations for many times.
I am not sure what I will write here. But as nobody has posted anything in this blog recently, I will do it.
Today I was a bit pissed off and not focused so I decided to change something in my mind. I found some books related to mind, the way of thinking and the like. So, I write some sentences and quotes in here. Maybe you will find them interesting and useful.
“Remember, success is a personal choice, and it starts in your thoughts.”
“If you wait for the perfect ideal moment to go for your goal, you may be waiting for ever.”
“Only those who are never free to fail are truly free from failure.”
Last intake I took two subjects at university. For our assignments we made a group of three students. From the first days, I understood that my group members are not hopeful about the assignment and therefore their marks. Moreover, they did not think about their task in a positive way.
The whole intake I was trying to give them hope. I can make some examples:
1)
_ A: when are you coming to university?
_B: I think the rain will stop in few minutes, I will move in few minutes.
_A: no, it won’t stop till one hour.
(The rain stopped raining in three minutes)
2)
Before group presentation
_A: what if that girl asks a question?
_B: oh! I hate her. I hope she won’t ask a question.
_C: come on guys! We are prepared for that and doesn’t matter if she asks question.
(That girl didn’t ask a question)
Anyway, I just want to emphasize how hard it is to work in a group that members of the group are not sure and happy about themselves. I had a hard time while working with them I terms of having guts!
In the related book I am reading, there are some nice examples that I guess you know them:
Unhelpful language
If I finish this book
I will try to learn to speak French
I want to but
I can’t change
Helpful language
When I finish the book
I will learn to speak French
I want to and
I can learn how to change
To be honest, I am tired of writing in finglish and waiting for a Farsi windows which I have no idea how I can find it as well.
If you don’t mind reading in English I will keep continue writing in it.
Cheers,
yale
اشتراک در:
پستها (Atom)