1. با افسردهگیِ فزایندهای صفحههای هر روزنامهای را ورق میزنم، نه، خبری نیست. جز چند اعدام جدید، کوشش در مرتبط ساختن اراذل و اوباش با بدحجابی، بستن چندین مرکز فروش لباس، لغو همایش حسینیهی ارشاد در مورد مشروطه، منع نمایش سنتوری، قطع شدن دستهای تصویر بردار و … . نه، نمیخواهم بدبین و یاوهگو باشم، خواهش میکنم، از شما خواهش میکنم اگر خبر خوشی شنیدهاید به من هم بگویید! دلم کپکزده برای شادی. روزها در میان دود و فحش و دروغ و ترافیک. مترو شلوغ، اتوبوس گرم. اَه، باز هم که شد چُسناله. نمیخواهم بنالم. دوستان یاری کنید. دیدن تصویر مردان آویزان هراسانام میکند. چهرهی خشن و تیرهی مأموران سبزپوش در میدانها و خیابانها دلم را به تاپتاپ میاندازد. نه، نجاتدهندهای در کار نیست، میدانم. در مورد همین سنتوری یک سنجش ساده میکنم تا شرایط بهتر درک شود، چه میگویم: سال 1366 در بحبوبهی ملالآمیز شدن وضعِ جنگ و بحران اقتصادی ویرانگر و زمانهای که تیرهاندیشان آن دههی مخوف به ستمگری میپرداختند، محصولات سینمایی اینها بود: اجارهنشینها(داریوش مهرجویی)، شبحِ کژدم(کیانوش عیاری)، دستفروش(محسن مخملباف) و فیلمهایی چون تیغ و ابریشم و ناخدا خورشید و ... . سال 1386 چه؟ حتا اسمهایشان را هم دوست ندارم بدانم.(این مقایسه را چهارشنبهی پیش، روزنامه شرق به خوبی انجام داده بود).
2. از آنتونیونی آگراندیسمان، زابرینسکی پوینت، حرفه خبرنگار و یک فیلم دیگر دیدهام. دوست دارم شب، کسوف و دیگر فیلمهایش را ببینم. میدانم که در به راه انداختن جنبش مدرن، بسیار پیشروتر از برگمان است و با نگاه جدیدی که به هنر دارد، نئورئالیسم ایتالیاییِ زاواتینی و دسیکا ارضایش نمیکند، و گرچه میگویند در ایران برای همه توضیح داده که چگونه سکانس پایانیِ حرفه خبرنگار را ساخته، اما هنوز نمیدانم و از اجرای آن در حیرت. اما برگمان برایم عنوانی دیگر است: سکوت، شرم، پرسونا، مُهر هفتم، نور زمستانی، توت فرنگیهای وحشی، شش صحنه از یک ازدواج، جادوگر، مصیبتِ آنا، فانی و الکساندر، تُخم مار، لبخندهای یک شب تابستان، سونات پاییزی، چشمهیِ باکره و ساعت گرگ و میش فیلمهایی هستند که از این کارگردان جادویی و تنها دیدهام یا با ولع فیلمنامههایشان را خواندهام و از توان یک انسان سوئدیِ متأثر از استریندبرگ در درک پیچ و خمهای زندگی در شگفت ماندهام. نگاه ساده و ژرفنگر او به پیچشهای زندهگی و یأس توأم با تنهاییاش. بیشک دنیا پس از برگمان یکی از تیزبینترین شاهداناش را از دست داد.
3. با بسیاری حرف میزنم، دوستانام را میگویم. همهشان میگویند محسن نامجو همان است که دنبالاش بودیم. خودم هم اینگونهام. شاید احمقانه بنماید، اما میان هجو «عقاید نوکانتی» با موسیقیِ آتونال مورد نظر آدورنو و نوکانتیانِ فرانکفورتی نسبتی میبینم، همین که نمیشود آهنگهایش را به صورت پسزمینه و آرامشبخش گوش کرد و همینکه هر لحظه با یک فریاد یا جیغ، در خواندن شعر حافظ، بر خلاف قدیمیها به جای آرامش خاطر میترساند و شاید به اندیشه وامیدارد، شاید کافی باشد برای آنکه او را قرین شوئنبرگ و آلبانبرگ بدانم. نمیدانم. خودش که ادعا دارد، شاگرد مکتب براهنی و به قول دوستی پستمدرن است و به شکل(فرم) بیش از محتوا اهمیت میدهد، اما مگر میشود درونمایهی «جبر جغرافیایی» یا «توهم» را نادیده گرفت. همچنین است بازخوانیهای بدیعاش از شعر حافظ و جامی و شاملو و ... . تلفیق مسخره و فکر شدهاش(به باور من) به خوبی خصلتنمای زمینه و زمانهای است که در آن هستیم. پا در هوا میان «سنت و تجدید»، در گیر و دار «سه راه آذری» و «شکنج زلف یار» و ... . میگویند بعد از این که معروف شده، حرفهای خوبی در مورد اساتید و بزرگانی چون لطفی و شجریان نزده،(خودم نشنیدهام)، میگویند سازش ضعیف است و حتا میگویند در تلفیقاش موفق نیست(پس چه چیزش خوب است؟!). اما اینهمه برای من چندان مهم نیست، حتا دیدن چهرهاش و یا خواندن خاطرات تحصیلاش و موطناش: تربت جام، تهران، دانشگاه هنر، تئاتر، هنرهای زیبا، زبان انگلیسی و چهرهی مردی میانسال که موهایش را عقب زده و سعی میکند جوان باشد ولی به هر ترتیب زیبا نیست، نه چون جیم موریسون و نه چون سید بارت یا دیوید گیلمور. صلابت راجر واترز و جیمز هتفیلد را هم ندارد، مهارتِ سازیِ اریک کلاپتون یا گری مور یا ساتریانی را هم ندارد. از همه چیز کمی دارد: آواز سنتی، مافنگی بودن تربت جام، تار همانجا، بلوز شنیده شده در تهران و عربدههای یک محکوم به اعدام. کارش در مورد زهره امیر ابراهیمی، انصافن هم زیبا بود و هم اخلاقی. این نوشته ستایش او نیست، محسن نامجو برای ستایش نیست. نامجو آینهی خوب وضعیت ماست. نه همچون شجریان برجعاجنشین و نخبهگرا و نه چون بنیامین جلف و پاپیولار. همچنان که سزان و پیکاسو هنرمندان زمانهی خویشاند، او نیز درون ویران ما را به آواز بیرونی میکند. باور کنید از شنیدن آهنگهایش سر درد میشوم، اما همزمان اشک در چشمانام حدقه میزند و چیزی مثل «زخمهایی که در زندگی روح را در انزوا چون خوره میخورد، این زخمها را نمیشود به کسی گفت چون... »
4. راستی برای تتمه یک خبر خوش: آشنای دوستمان از زندان خلاص شد. راست میگفت در ابتدای اعتراض: «همهی دنیا چاردیواریه».
با امید و اعتماد
م.آ.
یکشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۶
یکشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۶
یک جورهایی ابتدایی است مانند یک انسان ابتدایی.
چرا باید با این جمله شروع می کردم در حالکیکه قصدم نه نوشتن درباره او و نه چیزی که مربوط به او می شود. گفت باید چیزی بنویسیم و تا آمدم بنویسم دیدم یکی پیش از من آنچه می خواستم بنویسم را نوشته است. همین است که می گویند باید تند بدوی که در این قافله عقب نمانده باشی.
اما دویدن تند دویدن تا آن حد که نگاه به عقب تنها موجب گره خوردگی پا شود برای چه؟
نقشه را که آورد برایش توضیح دادم کجا می تواند ابرها را پیدا کند و کجا آبشاری که گذشتن از آن کمر را خم می کند.
گفت خانم شما اینجا تنهایید نگفتم خوب اگر تنها باشم چه توفیری می کند فقط دستم را نشانه گرفتم به آن سوی تخته سنگ و صدا ، صدای باد و صدای شاعر که می گفت در کوچه باد می آمد.
گفتم حنا عوض شده است دیگر همه چیز برایش واقعی است شاید چون در دنیای واقعی زندگی می کند همانطور که نوشته های خودتان را هم اگر مقایسه کنید می بینید واقعی شده اید اما حالا واقعی چیست این را هم نمی دانم ادامه دادم از اقتصاد و پول و مشکلات اقتصادی و زن همچنان می خواند چه مهربان بودی ای یار ای یگانه ترین یار...
همین جور که اول هم گفتم ابتدایی است حالاتش ابتدایی است از همان اغاز است شیوه ای از گذشته از هزار و چهارصد ساله پیش در حرکاتش است. بی توجه رد می شوم و او همه را به حساب ادب می گذارد.
همزاد
چرا باید با این جمله شروع می کردم در حالکیکه قصدم نه نوشتن درباره او و نه چیزی که مربوط به او می شود. گفت باید چیزی بنویسیم و تا آمدم بنویسم دیدم یکی پیش از من آنچه می خواستم بنویسم را نوشته است. همین است که می گویند باید تند بدوی که در این قافله عقب نمانده باشی.
اما دویدن تند دویدن تا آن حد که نگاه به عقب تنها موجب گره خوردگی پا شود برای چه؟
نقشه را که آورد برایش توضیح دادم کجا می تواند ابرها را پیدا کند و کجا آبشاری که گذشتن از آن کمر را خم می کند.
گفت خانم شما اینجا تنهایید نگفتم خوب اگر تنها باشم چه توفیری می کند فقط دستم را نشانه گرفتم به آن سوی تخته سنگ و صدا ، صدای باد و صدای شاعر که می گفت در کوچه باد می آمد.
گفتم حنا عوض شده است دیگر همه چیز برایش واقعی است شاید چون در دنیای واقعی زندگی می کند همانطور که نوشته های خودتان را هم اگر مقایسه کنید می بینید واقعی شده اید اما حالا واقعی چیست این را هم نمی دانم ادامه دادم از اقتصاد و پول و مشکلات اقتصادی و زن همچنان می خواند چه مهربان بودی ای یار ای یگانه ترین یار...
همین جور که اول هم گفتم ابتدایی است حالاتش ابتدایی است از همان اغاز است شیوه ای از گذشته از هزار و چهارصد ساله پیش در حرکاتش است. بی توجه رد می شوم و او همه را به حساب ادب می گذارد.
همزاد
پنجشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۶
goftam beram soraghe gozashte.
yadetoone ma 1 internet group dashtim? hanuzam hast
7,8 ta ham aks unja darim.
kheili khosham umad didameshun.
1 rooz raftim khune salmandan. 2 ta aks az unja tu file darim. yeki koormaz o yeki tenesi. labkhande tenesi be un pirezane kheili zende ast.rooh dare aksesh.
2 ta ham aks darim az un otaghe nazdike aramgah. labkhand hamamun unja kheili vaghie. man sai mikonam kheiil vaghta shad basham hata age zendegi bar vefghe moradam nabashe. ama khande un rooza be nazaram kheili vaghi miad. aslan nemidunam chera, ama fekr mikonam ke man bache budam un moghe ya hamamun bache budim. khande 1 koodak khande ast o geryeash ham gerye ast.chizi beinesh nist. man ino mikham. bayad tamrin konam dobare unjuri sham.
chand shab pish ba 3 ta az doostam dashtim gap mizadim o filmbardari mikardim. gharar shod harki esme 3 nafar o bege ke doost dasht unja bashan un lahze (albate shamele khanevade o doost pesar ya dokhtar nemishod). man nemidunestam bayad chijuri entekhab konam. ama yade khodemun oftadam.
khob,,,, az shoma ha che khabar? chera kamtar az hal o hava e khodemun minevisim? man fekr mikonam in jedi neveshtan o jedi khundan ha mitune az jaii be bad maro az pa bendaze. kami hesi ya asheghane benevisim, chetore?
shad bashid
yale
yadetoone ma 1 internet group dashtim? hanuzam hast
7,8 ta ham aks unja darim.
kheili khosham umad didameshun.
1 rooz raftim khune salmandan. 2 ta aks az unja tu file darim. yeki koormaz o yeki tenesi. labkhande tenesi be un pirezane kheili zende ast.rooh dare aksesh.
2 ta ham aks darim az un otaghe nazdike aramgah. labkhand hamamun unja kheili vaghie. man sai mikonam kheiil vaghta shad basham hata age zendegi bar vefghe moradam nabashe. ama khande un rooza be nazaram kheili vaghi miad. aslan nemidunam chera, ama fekr mikonam ke man bache budam un moghe ya hamamun bache budim. khande 1 koodak khande ast o geryeash ham gerye ast.chizi beinesh nist. man ino mikham. bayad tamrin konam dobare unjuri sham.
chand shab pish ba 3 ta az doostam dashtim gap mizadim o filmbardari mikardim. gharar shod harki esme 3 nafar o bege ke doost dasht unja bashan un lahze (albate shamele khanevade o doost pesar ya dokhtar nemishod). man nemidunestam bayad chijuri entekhab konam. ama yade khodemun oftadam.
khob,,,, az shoma ha che khabar? chera kamtar az hal o hava e khodemun minevisim? man fekr mikonam in jedi neveshtan o jedi khundan ha mitune az jaii be bad maro az pa bendaze. kami hesi ya asheghane benevisim, chetore?
shad bashid
yale
دوشنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۸۶
یکشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۶
آینده سیاسی احمدی نژاد در ابهام؟
عملکرد محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران از زمان روی کار آمدن در سوم تیر 1384 از سوی رسانه های خارجی با علاقه دنبال شده است.
ناکامی آقای احمدی نژاد در برآورده کردن شعارهای تبلیغاتی خود مبنی بر بهبود وضعیت اقتصادی کشور و افزایش تنش ها در روابط خارجی ایران، باعث شده تا برخی تحلیلگران نسبت به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 1388 شانس چندانی قائل نشوند.
گران شدن قیمت کالاهای مصرفی، طرح سهمیه بندی بنزین و افزایش تورم در کنار شدت گرفتن تنش ها بر سر مناقشه هسته ای ایران از جمله دلایل برای روگردانی احتمالی مردم ایران از آقای احمدی نژاد ذکر شده است.
مجله فارین پالیسی و روزنامه گاردین طی نوشته هایی به این موضوع پرداخته اند.
دوماهنامه "فارین پالیسی" (سیاست خارجی) چاپ آمریکا، در گزارشی به قلم مونیکا مجیونی که او را گزارشگر ویژه خاورمیانه ای تلویزیون رای ایتالیا معرفی کرده، نوشته است که رئیس جمهور ایران، سریعا در حال از دست دادن پایگاه خود است.
در این گزارش گفته شده که اوضاع در تهران در حال تغییر است و از زمان انتخاب محمود احمدی نژاد در سال 2005، ایرانیان احساسات ضد و نقیضی نسبت به رئیس جمهور خود داشته اند.
در ابتدا وی باعث کنجکاوی و علاقه مردم بود. انتظارات زیادی از مرد متواضعی وجود داشت که قول اصلاحات اقتصادی، و مبارزه علیه فساد را داده بود.
اما بعد ترس غالب شد، رئیس جمهوری ایران در حال از بین بردن شانس و فرصت مناسبات ایران با جهان بود.
فارین پالیسی در گزارش خود نوشته که امروزه در ایران، خنده، جایگزین ترس شده و نه تنها دانشجویان، بلکه اعضای دولت و حکومت هم به تمسخر رئیس جمهوری می پردازند.
در این گزارش آمده که شوخی ها علیه محمود احمدی نژاد، داستان مردی را بیان می کند که قدرتش همزمان با فروپاشی اقتصاد ایران در حال زوال است. قیمت کالاهای مصرفی افزایش چشمگیری یافته و دولت از مقابله با فقر ناتوان مانده است.
تنها در ماه گذشته، بیش از 50 اقتصاددان ایرانی، نامه سرگشاده ای به رئیس جمهوری نوشتند و از مدیریت اقتصادی دولت وی انتقاد کردند. (محمود احمدی نژاد هفته گذشته جلسه ای با حضور 50 تن از امضا کنندگان نامه مذکور برگزار کرد و با آنان به گفتگو پرداخت.)
فارین پالیسی در گزارش خود نوشته که برای تجمعات عمومی آقای احمدی نژاد، صدها اتوبوس، هوادارانش را از دورترین و فقیرترین مناطق کشور منتقل می کنند.
این گزارش خاطرنشان می کند که بهترین مدرک و شاهد برای کاهش محبوبیت رئیس جمهوری ایران، انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال گذشته بود که حامیان محمود احمدی نژاد در آن رای بسیار کمی آوردند.
این گزارشگر همچنین مدعی شده که با این شکست شخصی که نصیب آقای احمدی نژاد شد، حمایت از وی در میان قشر قدرتمند سپاه پاسداران کاهش یافته است.
فارین پالیسی خاطرنشان کرده که نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد آینده شغلی آقای احمدی نژاد در خطر است. در تهران گفته می شود که علی لاریجانی خود را آماده دوران پس از احمدی نژاد می کند و محمدباقر قالیباف نیز که در انتخابات دوره پیش از احمدی نژاد شکست خورد، کماکان در میان محافظه کاران و اصلاح طلبان، هوادارانی دارد.
گزارشگر فارین پالیسی در ادامه می گوید که انتخابات مجلس شورای اسلامی که قرار است اسفند امسال برگزار شود، می تواند نقطه عطفی باشد. البته محمود احمدی نژاد در حال حاضر پشتیبانی آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان را با خود به همراه دارد. این شورا داوطلبان انتخابات را از صافی رد می کند، روش یکنواختی نیز در برابر داوطلبان ندارد و نمی تواند از ورود تمام کاندیداهای اصلاح طلبان و محافظه کار عملگرا به انتخابات جلوگیری کند.
فارین پالیسی می گوید که برخی تحلیلگران بر این باورند که احتمالا آقای احمدی نژاد به دلیل مخالفت های شدید و اوضاع اقتصادی، برای یک دوره دیگر انتخاب نمی شود.
گزارشگر فارین پالیسی مدعی شده که فقط آمریکاست که می تواند محمود احمدی نژاد را از وضعیت فعلی نجات دهد. با کاهش حمایت ها از احمدی نژاد، وی بر میزان رویکردهای ضد آمریکایی خود افزوده است. آمریکا ایران را متهم به کمک به شورشیان عراقی و افغان کرده که ایران چنین اتهامی را رد کرده است.
این گزارش می گوید که در این برهه از زمان، احمدی نژاد به دنبال آن است تا کشورش را در برابر تهدید خارجی متحد کند.
فارین پالیسی نوشته که واشنگتن رسما گفته که مایل به استفاده از دیپلماسی برای حل مناقشه هسته ای ایران است اما فشارهایی بر دولت بوش وارد می شود تا این کشور را به استفاده از زور علیه ایران ترغیب کند.
نویسنده فارین پالیسی در انتهای گزارش خود می گوید که باید در برابر چنین فشارهایی مقاومت کرد، چون اقدام نظامی تنها باعث می شود که آقای احمدی نژاد به آن چه می خواهد دست یابد; امنیت شغلی.
تلاش چنی برای متقاعد کردن بوش
روزنامه گاردین نیز در گزارشی به قلم اوان مک آسکیل و جولیان برگر، نوشته که کفه بحث در کاخ سفید بر سر ایران به سود اقدام نظامی چرخیده است.
گزارشگران گاردین نوشته اند که اگر چه دولت بوش در عراق غرق مشکل است اما کماکان توجه خود را بر روی ایران متمرکز کرده است.
گاردین نوشته به رغم آن که بوش تا 18 ماه دیگر کاخ سفید را ترک می کند اما منابع این روزنامه گفته اند که وی قصد دارد تا کاخ سفید را پس از روشن کردن تکلیف ایران ترک کند.
کاخ سفید، ایران را که نفوذش در خاورمیانه در حال افزایش است، متهم به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای می کند. ایران همچنین متهم به آن است که به بی ثباتی ها در عراق و افغانستان کمک می کند، اتهامی که ایران آن را رد می کند.
به نوشته گاردین، دیک چنی، معاون رئیس جمهوری آمریکا بیشتر ترجیح می دهد تا از تهدید اقدام نظامی علیه ایران استفاده شود. چنین رویکردی با مقاومت و مخالفت کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا و رابرت گیتس، وزیر دفاع روبرو شده است.
گزارشگران گاردین نوشته اند که جورج بوش سال پیش به حمایت از خانم رایس پرداخت که همراه با کشورهای فرانسه، آلمان و بریتانیا رویکرد دیپلماتیک با ایران را دنبال می کرد.
نویسندگان گاردین مدعی شده اند که دیک چنی در ملاقاتی که اخیرا در کاخ سفید با حضور اعضای پنتاگون و وزارت خارجه صورت گرفته، از عدم پیشرفت در مناقشه هسته ای ایران ابراز یاس کرده است.
نیکولاس برنز، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا گفته است که مانورهای دیپلماتیک برای حل مناقشه هسته ای ایران، احتمالا تا ژانویه 2009 ادامه خواهد داشت، امری که از سوی بوش و چنی مورد استقبال قرار نگرفته است.
منابع روزنامه گاردین گفته اند که نه جورج بوش و نه دیک چنی اطمینانی به ساکن بعدی کاخ سفید، فارغ از اینکه متعلق به کدام حزب با شد مقابله با ایران ندارند.
گاردین نوشته که انتظار می رود تصمیم برای اقدام نظامی علیه ایران تا سال آینده گرفته شود و در این مدت وزارت خارجه آمریکا به تلاش های دیپلماتیک خود ادامه می دهد.
ناکامی آقای احمدی نژاد در برآورده کردن شعارهای تبلیغاتی خود مبنی بر بهبود وضعیت اقتصادی کشور و افزایش تنش ها در روابط خارجی ایران، باعث شده تا برخی تحلیلگران نسبت به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 1388 شانس چندانی قائل نشوند.
گران شدن قیمت کالاهای مصرفی، طرح سهمیه بندی بنزین و افزایش تورم در کنار شدت گرفتن تنش ها بر سر مناقشه هسته ای ایران از جمله دلایل برای روگردانی احتمالی مردم ایران از آقای احمدی نژاد ذکر شده است.
مجله فارین پالیسی و روزنامه گاردین طی نوشته هایی به این موضوع پرداخته اند.
دوماهنامه "فارین پالیسی" (سیاست خارجی) چاپ آمریکا، در گزارشی به قلم مونیکا مجیونی که او را گزارشگر ویژه خاورمیانه ای تلویزیون رای ایتالیا معرفی کرده، نوشته است که رئیس جمهور ایران، سریعا در حال از دست دادن پایگاه خود است.
در این گزارش گفته شده که اوضاع در تهران در حال تغییر است و از زمان انتخاب محمود احمدی نژاد در سال 2005، ایرانیان احساسات ضد و نقیضی نسبت به رئیس جمهور خود داشته اند.
در ابتدا وی باعث کنجکاوی و علاقه مردم بود. انتظارات زیادی از مرد متواضعی وجود داشت که قول اصلاحات اقتصادی، و مبارزه علیه فساد را داده بود.
اما بعد ترس غالب شد، رئیس جمهوری ایران در حال از بین بردن شانس و فرصت مناسبات ایران با جهان بود.
فارین پالیسی در گزارش خود نوشته که امروزه در ایران، خنده، جایگزین ترس شده و نه تنها دانشجویان، بلکه اعضای دولت و حکومت هم به تمسخر رئیس جمهوری می پردازند.
در این گزارش آمده که شوخی ها علیه محمود احمدی نژاد، داستان مردی را بیان می کند که قدرتش همزمان با فروپاشی اقتصاد ایران در حال زوال است. قیمت کالاهای مصرفی افزایش چشمگیری یافته و دولت از مقابله با فقر ناتوان مانده است.
تنها در ماه گذشته، بیش از 50 اقتصاددان ایرانی، نامه سرگشاده ای به رئیس جمهوری نوشتند و از مدیریت اقتصادی دولت وی انتقاد کردند. (محمود احمدی نژاد هفته گذشته جلسه ای با حضور 50 تن از امضا کنندگان نامه مذکور برگزار کرد و با آنان به گفتگو پرداخت.)
فارین پالیسی در گزارش خود نوشته که برای تجمعات عمومی آقای احمدی نژاد، صدها اتوبوس، هوادارانش را از دورترین و فقیرترین مناطق کشور منتقل می کنند.
این گزارش خاطرنشان می کند که بهترین مدرک و شاهد برای کاهش محبوبیت رئیس جمهوری ایران، انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال گذشته بود که حامیان محمود احمدی نژاد در آن رای بسیار کمی آوردند.
این گزارشگر همچنین مدعی شده که با این شکست شخصی که نصیب آقای احمدی نژاد شد، حمایت از وی در میان قشر قدرتمند سپاه پاسداران کاهش یافته است.
فارین پالیسی خاطرنشان کرده که نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد آینده شغلی آقای احمدی نژاد در خطر است. در تهران گفته می شود که علی لاریجانی خود را آماده دوران پس از احمدی نژاد می کند و محمدباقر قالیباف نیز که در انتخابات دوره پیش از احمدی نژاد شکست خورد، کماکان در میان محافظه کاران و اصلاح طلبان، هوادارانی دارد.
گزارشگر فارین پالیسی در ادامه می گوید که انتخابات مجلس شورای اسلامی که قرار است اسفند امسال برگزار شود، می تواند نقطه عطفی باشد. البته محمود احمدی نژاد در حال حاضر پشتیبانی آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان را با خود به همراه دارد. این شورا داوطلبان انتخابات را از صافی رد می کند، روش یکنواختی نیز در برابر داوطلبان ندارد و نمی تواند از ورود تمام کاندیداهای اصلاح طلبان و محافظه کار عملگرا به انتخابات جلوگیری کند.
فارین پالیسی می گوید که برخی تحلیلگران بر این باورند که احتمالا آقای احمدی نژاد به دلیل مخالفت های شدید و اوضاع اقتصادی، برای یک دوره دیگر انتخاب نمی شود.
گزارشگر فارین پالیسی مدعی شده که فقط آمریکاست که می تواند محمود احمدی نژاد را از وضعیت فعلی نجات دهد. با کاهش حمایت ها از احمدی نژاد، وی بر میزان رویکردهای ضد آمریکایی خود افزوده است. آمریکا ایران را متهم به کمک به شورشیان عراقی و افغان کرده که ایران چنین اتهامی را رد کرده است.
این گزارش می گوید که در این برهه از زمان، احمدی نژاد به دنبال آن است تا کشورش را در برابر تهدید خارجی متحد کند.
فارین پالیسی نوشته که واشنگتن رسما گفته که مایل به استفاده از دیپلماسی برای حل مناقشه هسته ای ایران است اما فشارهایی بر دولت بوش وارد می شود تا این کشور را به استفاده از زور علیه ایران ترغیب کند.
نویسنده فارین پالیسی در انتهای گزارش خود می گوید که باید در برابر چنین فشارهایی مقاومت کرد، چون اقدام نظامی تنها باعث می شود که آقای احمدی نژاد به آن چه می خواهد دست یابد; امنیت شغلی.
تلاش چنی برای متقاعد کردن بوش
روزنامه گاردین نیز در گزارشی به قلم اوان مک آسکیل و جولیان برگر، نوشته که کفه بحث در کاخ سفید بر سر ایران به سود اقدام نظامی چرخیده است.
گزارشگران گاردین نوشته اند که اگر چه دولت بوش در عراق غرق مشکل است اما کماکان توجه خود را بر روی ایران متمرکز کرده است.
گاردین نوشته به رغم آن که بوش تا 18 ماه دیگر کاخ سفید را ترک می کند اما منابع این روزنامه گفته اند که وی قصد دارد تا کاخ سفید را پس از روشن کردن تکلیف ایران ترک کند.
کاخ سفید، ایران را که نفوذش در خاورمیانه در حال افزایش است، متهم به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای می کند. ایران همچنین متهم به آن است که به بی ثباتی ها در عراق و افغانستان کمک می کند، اتهامی که ایران آن را رد می کند.
به نوشته گاردین، دیک چنی، معاون رئیس جمهوری آمریکا بیشتر ترجیح می دهد تا از تهدید اقدام نظامی علیه ایران استفاده شود. چنین رویکردی با مقاومت و مخالفت کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا و رابرت گیتس، وزیر دفاع روبرو شده است.
گزارشگران گاردین نوشته اند که جورج بوش سال پیش به حمایت از خانم رایس پرداخت که همراه با کشورهای فرانسه، آلمان و بریتانیا رویکرد دیپلماتیک با ایران را دنبال می کرد.
نویسندگان گاردین مدعی شده اند که دیک چنی در ملاقاتی که اخیرا در کاخ سفید با حضور اعضای پنتاگون و وزارت خارجه صورت گرفته، از عدم پیشرفت در مناقشه هسته ای ایران ابراز یاس کرده است.
نیکولاس برنز، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا گفته است که مانورهای دیپلماتیک برای حل مناقشه هسته ای ایران، احتمالا تا ژانویه 2009 ادامه خواهد داشت، امری که از سوی بوش و چنی مورد استقبال قرار نگرفته است.
منابع روزنامه گاردین گفته اند که نه جورج بوش و نه دیک چنی اطمینانی به ساکن بعدی کاخ سفید، فارغ از اینکه متعلق به کدام حزب با شد مقابله با ایران ندارند.
گاردین نوشته که انتظار می رود تصمیم برای اقدام نظامی علیه ایران تا سال آینده گرفته شود و در این مدت وزارت خارجه آمریکا به تلاش های دیپلماتیک خود ادامه می دهد.
جمعه، تیر ۲۹، ۱۳۸۶
داره پرسش نامه رو مرتب م یکنه. کنار من نشسته سیستم کناری. می گه همه دروغ می نویسن نمی دونم چرا یکی از آزار جنسی توسط برادرش می نویسه و در پرسش بعد جواب می ده از همه چیز خونه کاملا راضیه یکی سنش رو کم می نویسه.همه اگه نه اما اکثر کارها به این فرم پیش می ره و .... تحقیق معنایی پیدا نمی کنه. یه بار دروغ گفتم برای انتخابات بود ایستاده بودیم و منتظر مینی بوس که مرد پرسید انتخابات شرکت می کنی و از بی حوصله گی و نگفتن توضیح نگاش کردم و گفتم نه.
همزاد
همزاد
پنجشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۶
می گه سخت می گذره وقتی کسی نفهمه چی می گی.
می گه انگا رکه خنگم نمی فهمم چی می گی.
میگه ببخشید بابت... اما جواب که نمی رسه گمون می کنه بخشیده نشده.
می گه گاهی برای آدم فقط یه چیز باقی می مونه و ترس از دست دادن همون یه چیز.
می گه تو راهم و همسفری نیست و می خنده.
می گه صادقانه بگم نه . می گم گاهی از چیزی که بدمون میاد برای اینه که خوشمون میاد.
میگه خوب بخوابم!اینو وقتی میگه که یکی دیگه می گه خوب بخواب پ...
همه اینا تو یه روز می گذره یه روز که همدیگه رو می بینیم. شازده کوچولو و نوبادی و س و م. آ و من و بقیه ای که صداشون شنیده می شه اما نبودن.
همزاد
می گه انگا رکه خنگم نمی فهمم چی می گی.
میگه ببخشید بابت... اما جواب که نمی رسه گمون می کنه بخشیده نشده.
می گه گاهی برای آدم فقط یه چیز باقی می مونه و ترس از دست دادن همون یه چیز.
می گه تو راهم و همسفری نیست و می خنده.
می گه صادقانه بگم نه . می گم گاهی از چیزی که بدمون میاد برای اینه که خوشمون میاد.
میگه خوب بخوابم!اینو وقتی میگه که یکی دیگه می گه خوب بخواب پ...
همه اینا تو یه روز می گذره یه روز که همدیگه رو می بینیم. شازده کوچولو و نوبادی و س و م. آ و من و بقیه ای که صداشون شنیده می شه اما نبودن.
همزاد
اشتراک در:
پستها (Atom)