
اینکه چطور می شود که از همه کنده می شوی، اینکه در چه مقطعی روی می دهد که هر صدایی تو را برآشفته می کند، چه می شود که به خواب می روی، چه می شود که در میان همه احساس تنهایی و بیزاری می کنی؟؟؟؟؟
چه می شود ؟ مرد می گوید همزاد نگران نباش این مقطعی است و زمانی پیش می آید و بعد دوباره همان حالت بازگشت و طبیعی... مدتی است که در من مانده و بیرون نمی رود. چه اتفاقی در درون من می افتد و چه اتفاقی در مرد و دیگران که چنین ما را جدا می کند از همه آنچه که در پیرامون ماست...
11 خرداد هم از راه رسیده است ما ذره و ذره و لرزان روزها را سپری می کنیم تا روزهایی که می رسند در عین ناامیدی شاید احمقانه است که امیدوار بنمایی. می ترسم و امیدوارم، می ترسم و ناامیدم، می ترسم و می ترسم و باز چیزی درون من می گوید نترس فردا شاید بهتر از امروز باشد. ناامیدم و امیدوار.
دنیایی است بین امید و ناامیدی غلتیدن.
همزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر