پدرم دراومد تا وبلاگ رو خوندم! يه كارت خريدم كه با اينترنت اكسپلورر مشكل داره، مجبور شدم اوپرا نصب كنم، بعد كه وبلاگ رو باز كردم ديدم همه ي نوشته ها قاطي پاتي شده، چون فارسي رو از چپ به راست نوشته بود! همه ي نوشته هها رو بردم توي ورد و از راست به چپ كردم، اما هر چي حرف ك وهر چي ي بود تبديل شده بود به ؟ يعني علامت سوال، دو ساعتي طول كشيد تا بفهمم هر كدوم از اين ؟ها ك بوده يا ي. تو نوشته ي حنا يه كلمه بود به شكل ؟؟؟ ، كه بعد فهميدم كيك بوده!!! يه جاي ديگه هم ديدم نوشته ؟؟؟ ؟؟؟ ، كه بعدا فهميدم نوشته يكي يكي !!!!!! خلاصه چيــــــــــز شدم تا وبلاگ رو خوندم ، خيلي لذت بردم!!! البته از نوشته هاتون!!!!!! باز هم بنويسيد، ارزشش رو داشت، اگه يه سال هم طول بكشه تا يه خطش رو بخونم باز ارزشش رو داره، در ضمن عاجزانه تمنا دارم هر كس كه آيپي و پورت داره براي من بفرسته!!!! من نميتونم گويا رو بگيرم.
-------------------------
ده روزي هست كه به آموزشگاه هاي مختلف زنگ ميزنم دنبال كار، شماره ميگيرن ميگن تماس ميگيريم.
صبح تلفن زنگ ميزنه، از جا پريدم و گوشي رو برداشتم،
(يه خانومه)- سلام.
(من، خوشحال)- سلام، بفرماييد،
- اِاِاِ… لطفا يه ميني براي من بياريد !!!!!!!!!!
سكوت ميكنم، نميفهمم چي ميگه، فكر ميكنم، تازه متوجه ميشم،
- اشتباه گرفتيد خانوم، اينجا رستوران نيست.
گوشي رو ميذارم، بد فكري هم نيستا! توي فر پيتزا درست ميكنم ميبرم در خونه ها! (در جواب خودم:) برو بابا ديوونه!!! مثلا داري ليسانس ميگيري ابله !!!
----------------------
Nobody
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر